قهرمان ميرزا عين السلطنه

1001

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سال 1313 ورود بىخبر شاه يكشنبه 25 شهر ذى الحجة الحرام سنهء 1313 هجرى - مطابق هفتم ماه جون 1896 ميلادى 18 درجهء جوزا 26 دىماه 818 جلالى . صبح را منزل حضرت و الا رفتم . ديروز كه در ركاب مبارك خانهء معز الدوله و حشمت الدوله رفتيم فرمودند براى تشريف‌فرمائى شاه صدراعظم فردا را مجلس قرار مىدهد كه در لباس و ورود قرارهاى لازمه داده شود ، بيائيد درب خانه . من به اين خيال رفتم . حضرت و الا تشريف برده بودند . افخم الدوله هم نبود . رحل اقامت انداختم . فخر الملك هم آنجا آمد . افخم الدوله هم آمد . هيچ خبر از امروز نداشتيم . چهار و نيم از دسته گذشته بود صداى شليك توپ آمد . بيست و يك تير شليك كردند . نواب عليه فرمودند حكما شاه آمده . عقل ما تصور نمىكرد كه محرمانه و بدون خبر تشريف بياورند . خصوصا طاقهاى نصرت و تفصيلات زياد در خيابان اميريه و دروازهء باغ اسب‌دوانى تهيه كرده بودند . افواج و غيره خبر كرده بودند . گفتيم خير هرگز نيامده ، قرار و رسم نيست بدون اخبار و « انكوننو » « 1 » وارد شوند . فراشهاى تبريزى ناهار حاضر شده بود . رفتيم سر ناهار خبر رسيد . از شدت اخبار يقين شد . ناهار خورده برخاستيم . رنگ‌وروى فخر الملك پريده بود . آنقدر غصه مىخورد كه نزديك است خداى نكرده تلف شود . هيچ‌كس را به كم‌ظرفى او نديده‌ام . پياده به سمت درب

--> ( 1 ) . Inconnu